دكتر عقيقى بخشايشي
169
چهارده نور پاك ( فارسي )
درخشندگى معنوى باشكوهى پيدا مىكند . درخشندگى ويژهاى كه ما را واميدارد تا شمه اى از شرح آن را به پيروان راهش تقديم كنيم ، با اين اميد كه پرتوى از آن روح بزرگ و مقدس ، بر عرصهء هستى جوامع اسلامى بتابد ، و قطرهاى از آن خون پاك عطرآگين ، در شريان زندگى مسلمانان جهان جريان يابد ، و آنها را از اين سستى و رخوت و بى تفاوتى - كه حاصل تلاش چندين قرنى فريبكاران ، براى هرچه دور تر و بيگانه تر ساختن جوامع اسلامى از مكتب والاى على ( عليه السلام ) است - بدر آورد و به احساس مسئوليت و تعهد و اجراى دقايق زندگى انسان ساز و هستى پرداز آن پيشوا و رهبر راستين بشريت وادارد . شجاعت و ايثار على ( عليه السلام ) در ميان مسلمانان صدر اسلام ، منحصر به پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) ، همه را - از دسوت و دشمن - مبهوت و متحير ساخته بود . جانفشانيها و ايثارهاى او در جنگهاى بدر ، احد ، خيبر ، خندق و نظاير آن ، و به هلاكت رساندن پهلوانان پر آوازه اما گمراهى چون عمرو بن عبدود و مرحب خيبرى و ساير قهرمانان جنگى آن روزگار ، كه شنيدن نامشان لرزه بر دلها مى افكند ، از صفحات درخشان تاريخ اسلام به شمار مى رود . اعتراف دشمن به هنگام خلافت على ( عليه السلام ) ، در آن ايامى كه معاويه ، با توطئههاى پليد و ناجوانمردانه اش ، هر روز راهى نو براى مبارزه با امام راستين مى جست ، يك بار نيز ، با عقل كوتاه و انديشهء سياه ، بر آن شد كه آن شير خدا را بترساند ! . . او ، در يكى از نامههاى خود ، خواسته بود از فراوانى افراد سپاه خونخوار ، و انبوه نفرات جنگى مزدورش ، چنان شرح و توصيف پر آب و تابى بنويسد ، كه شايد على ( عليه السلام ) را دچار وحشت سازد ، و كارى كند كه آن شير بيشهء تاريخ ، از هراس انبوه جنگاوران معاويه ، از هرگونه جنگ و مبارزه با او صرف نظر كند و ميدان را براى آن توطئه گر مكار ، خالى بگذارد . اما ، يكى از پروردگان مكتب على ( عليه السلام ) وقتى از مضمون نامه مطلع شد ، به معاويه گفت : آيا تو مى خواهى على ( عليه السلام ) را ، از فراوانى نفرات سپاه انبوه خود بترسانى ؟ اين گونه